نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی گروه روابط بین الملل دانشگاه خوارزمی
2 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
مقدمه و اهداف
تحولات روابط تجاری چین و ایالات متحده در سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵ یکی از مهمترین رخدادهای اقتصاد سیاسی بینالملل بوده و تشدید جنگ تجاری از ۲۰۱۸ نظم تجارت چندجانبه را با چالش جدی روبهرو کرده است. آمریکا با اعمال تعرفههای گسترده، محدودیتهای صادرات فناوری و کنترل سرمایهگذاری خارجی در پی حفظ موقعیت هژمونیک خود برآمد. در مقابل، چین با راهبردهای چندسطحی شامل توسعه زنجیرههای تأمین مستقل، گسترش پیمانهای منطقهای، سرمایهگذاری در صنایع راهبردی و سیاست خودکفایی فناورانه تلاش کرد قواعد تجارت جهانی را بازتعریف کند.
پرسش اصلی این پژوهش این است که:«اقدامهای متقابل چین در برابر جنگ تجاری آمریکا در سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵ چگونه بر نظم تجاری چندجانبه تأثیر گذاشته است؟» فرضیه تحقیق بیان میکند که اقدامهای متقابل چین از طریق توسعه بلوکهای تجاری منطقهای، ائتلافسازی بر محور «ابتکار کمربند و راه» و «بریکس»، پیگیری سیاستهای توسعه صنعتی و فناوری و اقدامهای تقابلی غیرتعرفهای در سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵، موجب تقویت حمایتگرایی و تضعیف بنیانهای نظم لیبرال تجاری شده است.
روششناسی
این پژوهش با روش کیفی و رویکرد توصیفی-تحلیلی و تمرکز بر تحلیل روند انجام شده است. دادهها از آمار تجارت بینالملل و گزارشهای سازمان تجارت جهانی، صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی گردآوری و با پژوهشهای معتبر تکمیل شدهاند. چارچوب نظری «تعامل و تقابل تجاری-سیاسی» روابط چین و آمریکا را در طیفی از همکاری تا رقابت بررسی میکند. تحلیل در سه مرحله انجام میشود: شناسایی الگوهای رفتاری چین در برابر اقدامات آمریکا؛ سنجش اثر این الگوها بر سازوکارهای چندجانبه؛ و تطبیق یافتهها با پنج سازوکار میانجی شامل رقابت اقتصادی، برتری فناورانه، نفوذ نهادی، تغییر قدرت نسبی و حمایتگرایی.
یافتهها
نتایج پژوهش نشان میدهد چین در واکنش به سیاستهای تعرفهای آمریکا، علاوه بر اقدامات متقابل تعرفهای، راهبرد بلندمدت کاهش وابستگی به اقتصاد غرب را پی گرفت. گسترش پیمانهای تجارت آزاد در آسیا، آفریقا و آمریکایلاتین، تقویت نهادهای مالی موازی مانند بانک سرمایهگذاری زیرساختهای آسیایی، تعمیق همکاریهای جنوب-جنوب و توسعه «ابتکار کمربند و راه» و «بریکس»، جایگاه نهادی چین را ارتقا داد و نفوذ قواعد لیبرال سازمان تجارت جهانی را محدود کرد.
در حوزه فناوری، سرمایهگذاری در صنایع پیشرفته همچون نیمهرساناها، هوش مصنوعی و خودروهای برقی سهم چین را افزایش داده و رقابت فناورانه با آمریکا را تشدید کرده است. کنترل صادرات مواد حیاتی، تحریمهای متقابل و ایجاد زیرساختهای پرداخت مستقل، فشار متقابلی بر آمریکا و متحدانش وارد کرده است. تحلیل روند دادهها نشان میدهد شدت و تداوم رفتارهای مقابلهای چین، نظم تجاری جهانی را از محور لیبرال به سمت منطقهگرایی و چندقطبیگرایی سوق داده است، اگرچه روابط تجاری دو کشور بهطور کامل قطع نشده و نوعی «همزیستی رقابتی» شکل گرفته است.
نتیجهگیری
نتیجهگیری پژوهش نشان میدهد اقدامات چین با اثرگذاری بر پنج سازوکار میانجی، موجب تضعیف نظم لیبرال تجاری و تقویت ترتیبات منطقهای و دوجانبه شده و گرایش به حمایتگرایی را افزایش داده است. تداوم این روند میتواند نظم چندمرکزی و تکهتکهشدن قواعد تجارت جهانی را تثبیت کرده و فرصتهایی برای کشورهای در حال توسعه ایجاد کند، اما همزمان ریسک افزایش هزینههای مبادله و کاهش پیشبینیپذیری اقتصاد جهانی را در پی دارد. بنابراین، سیاستگذاران باید با تنوعبخشی تجاری، تقویت ظرفیت نهادی و مشارکت در بازتعریف قواعد چندجانبه، جایگاه خود را حفظ کنند.
کلیدواژهها [English]