دوره 5, شماره 4

تابستان 1393

فهرست مطالب

مقالات

در نظام جهانی نقش ساختاری سازمان­های بین­المللی و به­ویژه سازمان ملل متحد در زمینه هنجارسازی بین­المللی و تأثیرگذاری بر سیاست­های خارجی نقش بی­بدیلی محسوب می­شود. به ­طوری­ که، دولت­ها با وجود دیدگاه­ها و اشکال متفاوت حاکمیت، تلاش دارند رفتار خود را منطبق با هنجارها و قوانین و مقررات سازمان ملل متحد نشان دهند. نظریه نوواقع­گرایی که در این مقاله نقش رویکرد نظری پژوهش را ایفا می­کند این موضوع را توضیح می­دهد که چگونه ساختارها بدون توجه به مختصاتی که به قدرت و موقعیت مربوط می­شود، بر رفتار و نتایج تأثیر می­گذارند. سازمان ملل متحد با آنکه در عرصه نظام بین­المللی دارای موجودیت مستقلی فرض می­شود، لیکن کشورهای قدرتمند جهانی همواره با استفاده از نفوذ و قدرت خود، این سازمان را درجهت اهداف و منافع خود، مورد بهره­برداری قرار داده­اند. این نوشتار روند سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در قبال شورای امنیت، آژانس بین­المللی انرژی اتمی و نهادهای حقوق بشر سازمان ملل متحد مورد بررسی قرار داده است. روندی که بیانگر فراز و فرود در روابط آن با این سازمان بوده است. ارتقای جایگاه جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد با برخی موانع و مشکلات مواجه است که ازجمله آنها می­توان به مخالفت قدرت­های بزرگ، رقابت کشورهای در حال توسعه، نگاه متضاد و متعارض نخبگان اجرایی و عدم برنامه­ریزی لازم در کشور اشاره کرد.

حسین پوراحمدی, حسین معتمدی امین
PDF

بیش از دو دهه است که حوزه تحلیل سیاست خارجی پس از یکی دو دهه حاشیه‌نشینی به تدریج اهمیت خود را بازیافته است. استدلال این مقاله آن است که با حرکت جریان نظری به سمت رویکرد‌های سازه‌انگارانه اعم از متعارف و رادیکال با تأکیدی که آنها بر ساخت معنایی واقعیت، و در نتیجه، نقش عوامل معنایی، فرهنگ، بیناذهنیت، و مانند اینها در برابر مادی‌گرایی حاکم بر جریان اصلی داشتند و نیز این امر که رویکردهای مزبور فی‌نفسه تمرکز بر سطح تحلیل ساختار بین‌الملل ندارند و می‌توانند حتی در بحث‌های ساختاری توجه خود را معطوف به ساختارهای معنایی داخلی دولت‌ها کنند، زمینه نظری برای توجه بیشتر به سیاست خارجی فراهم شده است.  همچنین با ارائه نمونه‌هایی از آثار مرتبط با سیاست خارجی که متکی بر این دو رویکرد هستند غنای این نگرش به سیاست خارجی نشان داده شده است. در نتیجه‌گیری نیز برآوردی از موقعیت این دو رویکرد در حوزه تحلیل سیاست خارجی در ایران ارائه و نکاتی آسیب‌شناختی درباره آن مطرح شده است. 

   

حمیرا مشیرزاده
PDF

شکل­ گیری خیزش انقلابی در لیبی و متعاقب آن سقوط دولت دیکتاتوری قذافی پس از چهار دهه این خوش‌بینی اولیه را در اذهان جهانیان و به ویژه خود مردم لیبی ایجاد کرد که این کشور آینده‌ای دموکراتیک و توسعه­ یافته را پیش رو خواهد داشت. اما شکل­ گیری رویدادهای سیاسی از فردای پیروزی انقلاب در این کشور بازگوکننده واقعیات تلخی بود که در طول حکمرانی دیکتاتوری قذافی شکل گرفته و امروز با برافتادن ساختار تجمیع­ کننده آن خود را نشان می­ دهد. نوشتار حاضر به روش کیفی و با بهره­گیری از منابع کتابخانه­ای و اینترنتی در پی پاسخگویی به این پرسش اصلی است که دولت پساانقلابی لیبی چه ویژگی‌هایی دارد و عمده­ترین چالش­های پیش روی این دولت در فرایند گذار سیاسی لیبی پس از قذافی چیست؟ یافته­ های پژوهش نشان از شکل­گیری نوعی دولت شکننده در لیبی پس از انقلاب دارد که موجب رشد ناهنجاری­ها و نابسامانی­های سیاسی و اجتماعی در این کشور گردیده و امنیت را به مثابه نخستین سنگ ­بنای پیشرفت، به کالایی دست نیافتنی تبدیل کرده، از این رو شکل­گیری دولت منسجم و توانمند در این کشور به اولویت اصلی بدل گردیده که در صورت عدم دستیابی به آن خشونت سیاسی در این کشور روندی افزایشی یافته و فرایند گذار سیاسی این کشور به دموکراسی را با چالش‌های اساسی روبه‌رو خواهد کرد.

علیرضا سمیعی اصفهانی, جعفر نوروزی نژاد
PDF

پژوهش حاضر با رویکرد روان‌شناسي گفتمان و مبتنی بر تحليل روايي به واکاوی نقش انگلیس در بروز بیگانه‌هراسی و ساخت ذهنی و نگرش شاه نسبت به اقدامات این کشور پرداخته است. يافته‌هاي پژوهش نشان مي‌دهد؛ محمدرضاشاه با شناخت موقعیت خویش به عنوان پادشاه ایران، به شیوه اغلب ایرانیان، محیط سیاسی را به شکلی اغراق‌گونه، سرشار از بیم و هراس ترسیم می‌کرد. نقطه آغاز بیگانه‌هراسی او با سرنگونی پدرش به دست متفقین بود. لفاظی‌های فزاینده سیاستمداران انگليس در توجيه ظهور و سقوط رضاشاه، تصويري اغراق‌گونه از انگلیس در ذهن و زبان محمدرضاشاه پهلوي ايجاد كرد؛ به نحوي كه وي سياست‌هاي اين كشور را نقطه عزیمت بسیاری از رخدادهای داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی مي‌دانست. این موقعیت و منزلت ویژه انگلیس سبب رفتارهای دوگانه در نزد محمدرضاشاه شد. از یک سو، او در مواجهه با محيط پيراموني به دنبال کسب حمایت انگلیس بود اما از سوي ديگر، از فعالیت‌های این کشور در عرصه اجتماعي­ـ­سياسي ايران به شدت می‌هراسید. بافت فرهنگ سیاسی و اجتماعی جامعه ایرانی و همچنين ساخت زبان فارسی موجب شکل‌بندی و تقویت بیگانه‌هراسی با محوريت انگليس در گفتارهای رتوریک محمدرضاشاه پهلوی در طی دوره سی و هفت ساله پادشاهی وی شد. بخشی از تصمیمات سیاسی مهم وی را باید متأثر از همین عنصر دانست.

 

مهدی نجف زاده, مهدی خوش رفتار
PDF

در این نوشتار، بر مبنای نظر کارل اشمیت به امر سیاسی و با محور قرار دادن مفهوم شر در آموزه ­های زرتشت، عقاید زرتشتی و اندیشه­ های شکل­ گیری امپراطوری ساسانی را قرائت کردیم. به گمان نویسندگان در آموزه­ های زرتشتی، مفهوم شر، مفهومی انضمامی، وجودی و بنیادی (نه عدمی، آنگونه که در فلاسفه­ مسلمان مشاهده می­­کنیم) به ­خود می­گیرد. در نتیجه، درهم­ تنیدگی فزآینده­ میان آموزه­ های خیر و شرگرایانه زرتشت (امر اخلاقی) با زندگی روزمره­ مردم ایجاد شده است. انضمامی بودن امر اخلاقی در آموزه­ های زرتشتی، ظرفیت بالایی به این آموزه ­ها جهت نیرودهی به امر سیاسی می­دهد. بنابراین، ساسانیان با دوگانه­های دوست و دشمن­ساز «ساسانی ـ اشکانی»، «ساسانی ـ رومی» و... ضمن سیاست­ورزی بر مبنای امر سیاسی اشمیتی، به دنبال وحدت و یکپارچگی امپراطوری جدید نیز بودند. این وحدت و یکپارچگی­، ضمن آنکه از آموزه­ های زرتشتی نیرو می­گرفت، بدعتی نو در این آموزه­ها نیز محسوب می­شد، بدعتی که عقاید زرتشتی را از آموزه­های دینی بر پایه­ آنتی­تزهای خیر و شر، به عقایدی سیاسی بر پایه­ آنتی­ تزهای دوست و دشمن، تبدیل کرد.

میثم قهرمان
PDF

امروزه مشارکت سیاسی یکی از مهم‌ترین مفاهیم توسعه سیاسی و مردم­سالاری در یک جامعه است و به باور اندیشمندان سیاسی و اجتماعی در مقایسه با فعالیت­های دیگر اجتماعی، مهم‌ترین و تأثیرگذارترین فعالیت به شمار می­آید. از این روی برای توسعه، پیشرفت و تعالی جامعه، پروراندن و تربیت افرادی که بر اساس آگاهی، فکر و اندیشه برتر، مشارکت سیاسی بیشتری داشته باشند ضرورتی انکارناپذیر است. یکی از ابزارهای تحقق این مهم، توجه وافر و تقویت بنیادی علوم انسانی از یک سوی و به‌کارگیری فعالان این عرصه (اعم از متخصصان، اساتید، دانشجویان) در زمینه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی از سوی دیگر است. پژوهش حاضر که با هدف بررسی تفاوت دانشجويان رشته‌هاي علوم انساني با ساير رشته ها در زمينه مشارکت سياسي آنجا م گرفته نشان می­دهد که دانشجویان علوم انسانی نسبت به سایر دانشجویانِ گروه­های تحصیلی از مشارکت سیاسی بیشتری برخوردارند.

به منظور بررسی این امر، پژوهش حاضر بر مبنای این فرضیه که دانشجویان گروه علوم انسانی نسبت به سایر گروه­های تحصیلی مشارکت سیاسی بیشتری دارند درصدد است تا با روش پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه رابطه فوق را مورد بررسی قرار دهد. در این راستا بر مبنای روش خوشه­ای چند مرحله­ای و با توجه به جامعه آماری دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه تهران (و نمونه آماری: 264 نفر، بر اساس جدول مورگان) رشته­های مختلف دانشگاهی به چهار گروه (فنی و مهندسی، علوم پزشکی، علوم انسانی و ادبیات و هنر) تفکیک شده و پرسشنامه توزیع شده بین آنان با ابزار SPSS و در قالب مشخصه‌های آمار توصیفی (درصدفراوانی، میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل واریانس، آزمون T و آزمون تعقیبی توکی) مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصل از داده­ها نشان می­دهند که مشارکت سیاسی دانشجویان علوم انسانی نسبت به سایر دانشجویان گروه­های تحصیلی بیشتر است که این امر موید فرضیه تحقیق می­باشد.

حیدر شهریاری
PDF