palette
مفاهيم قدرت و هژمونی در پارادايم های رئاليسم ساختاری و ماترياليسم

چکیده
از جمله اصطلاحاتی که اغلب بطور صحيح و در جای مناسب مورد استفاده قرار نمی گيرد، مفهوم هژمونی می باشد که به غلط به جای مفهوم سلطه بکار می رود. تفاوت فاحش و عميق میان این دو مفهوم در تئوری های روابط بین الملل و اقتصاد سياسی بین الملل بسیار واضح و آشکار است، اما عدم شناخت دقيق از اين دو نفهوم سبب می گردد برخی بنابر ذوق و میل خويش يکی را بر ديگری ترجيح دهند. هدف اصلی اين مقاله ارائه يک تحليل تئوريک از مفاهیم قدرت و هژمونی بر پایه برخی پاراديم های ادبیات اقتصاد سياسی بین الملل می باشد تحليل حاضر قصد دارد خصوصا با بهره مندی از دو نوع مفهوم سازی رئاليستی عوامل بنيادين قدرت هژمونيک جهانی يک کشور و بويژه قدرت هژمونی پس از جنگ جهانی دوم توضيح دهد يک چنين تحليلی اساسا برای بررسی تغييرات (صعود و افوال) قدرت هژمونيک ايالات متحده آمري:ا که تاثیر بسزایی بر روند تحولات نظام اقتصادی سياسی بین الملل و نيز تحولات اقتصادی سياسی ملی اين کشور در دوران پس از جنگ جهانی دوم و بويژه از دهه 1970 داشته است، تاريخی که از آن پس شاهد افول نسبی قدرت جهانی واشينگتن بوده است، امری ضروری می نمايد
واژگان کلیدی
-

ارجاعات
  • در حال حاضر ارجاعی نیست.